تبليغاتX
سکوتم از رضایت نیست.........

سکوتم از رضایت نیست.........

برای تو می نویسم.....

نمیدونی بعضی وقتا پیش میاد

به دل خودم ترحم میکنم

بی تو اونقدر ذهن من مشغوله

خودم تو جمعیت گم میکنم

بی تو حتی به خودم شک میکنم

گاهی یادم میره که اسمم چیه

مرز دیوانگی عشق ببین

تو نباشی به همین باریکی

دارم از دوری تو میمیرم

تو که نیستی با خودم درگیرم

مثل دیوانه ها سراغتو

روزی صد بار از خودم میگیرم

نمیدونی تا چقدر غمگینم

بی تو آیندمو بد میبینم

مگه میشه تو رو از یاد ببرم

بی تو من تا به ابد غمگینم

تو که نیستی جای خالی تو رو

روز شب با فکر تو پر میکنم

چشامو میبندم مثل قدیم

خودمو با تو تصور میکنم

بی تو حتی خواب به چشمام نمیاد

شب بی خوابی من نمیگذره

کاش می شد خواب چشاتو ببینم

کاش می شد با گریه خوابم ببره

نمیدونی چقدر دل تنگم

دارم از دوری تو میمیرم

بی تو دیوانه شدم سراغتو

روزی صدبار از خودم میگیرم

خیلی وقته که تو رفتی اما

حلقتو هنوز توی دستام دارم

تو تمام عشق امید منی

چه جوری من از تو دست بر دارم

+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391 ساعت 0:5 توسط معصومه | 


خداحافظ عزیز من حلالم کن زمین گیرم/ نمیدانم چه تاریخی ولی یک روز میمیرم/ نمی خواهم دلت تنگ غروب خسته ام باشد/ اگر حتی جوان مردم بگو پیش خودت پیرم/ حلالم کن اگر روزی شبی یکوقت ناغافل/ تو را رنجانده ام از خود نگو که از تو دلگیرم/ چه شبهایی که عشق تو نمک پاشیده بر زخمم/ من از غریبی ها ، از عشق از زندگی سیرم/ اگر مردم شدم یک روح سرگردان و آواره/ غروب هرشب جمعه سراغی از تو میگیرم/ شدم مجنون نمیدانم تو هم لیلی من هستی/ سکوتی تلخ .... میدانم جوابم را نمیگیرم/ یقین دارم وفاداری ولی باز من میترسم/ از اینکه ناگهان روزی بگویی از تو هم سیرم/ خداحافظ نگاهم کن همین یک لحظه آخر/ نمی دانم چه تاریخی ولی من بی تو میمیرم.....

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ساعت 3:29 توسط معصومه | 




Once a Girl when having a conversation with her lover, asked 

يك بار دختري در حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد:

Why do you like me..? Why do you love me? 

چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟ 
I can't tell the reason... but I really like you

دليلشو نميدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم.
You can't even tell me the reason... how can you say you like me? 

تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
How can you say you love me? 

چطور ميتوني بگي عاشقمي؟ 
I really don't know the reason, but I can prove that I love U

من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم .

Proof ? No! I want you to tell me the reason

ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي.
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful, 

باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،
because your voice is sweet, 

صدات گرم و خواستنيه، 
because you are caring, 

هميشه بهم اهميت ميدي،
because you are loving, 

دوست داشتني هستي،

because you are thoughtful, 

با ملاحظه هستي، 
because of your smile, 

بخاطر لبخندت، 
The Girl felt very satisfied with the lover's answer

.دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد 
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت. 
The Guy then placed a letter by her side

پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون :
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?

عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟

No! Therefore I cannot love you

نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم ، 

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you

گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم، 
Because of your smile, because of your movements that I love you

گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم ، 

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you

اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم. 

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore

اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره 

Does love need a reason? 

عشق دليل ميخواد؟ 
NO! Therefore!!

نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU... 

پس من هنوز هم عاشقتم 

True love never dies for it is lust that fades away 

عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away

اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره 
Immature love says: "I love you because I need you"

"عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم.

Mature love says "I need you because I love you"

"ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم.

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays" 

"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه" !

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 8:7 توسط معصومه | 



حق با تو بود یه جا باید تموم شه / تا کی روزات به پای من حروم شه / خزونمون منتظر بهار نیست
حق با تو بود رسیدنی تو کار نیست / حق با تو بود گذشت دیگه جوونی / ستاره و گریه و مهربونی
گذشت دیگه از منو تو بهونه / دیوونه بازی های عاشقونه / یکی بودو یکی نبود باشه برو بود و نبود
حق با توه همه کسم من بدم عیب از تو نبود / یکی بودو یکی نبود باشه برو بود و نبود
حق با توئه روزا دیگه یه رنگ نیست / انگاری عاشق شدنم قشنگ نیست
حق با توه همه کسم من بدم عیب از تو نبود / حق با توه منطق دنیا اینه
حق با توه حق با تو بود همیشه / تو راست میگی پای ما رو زمینه
تقدیر ما هیچوقت عوض نمیشه / انگار دیگه با این چشمای قرمز / باید بهت بگم گلم / خداحافظ...!!
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 8:52 توسط معصومه | 


 

چشمهایم را بسته ام ، تا تو را ببینم
ببینم که در کنارمی ، سرم بر روی شانه هایت است و تو فقط مال منی
حس کنم گرمای وجودت را ، فراموش کنم همه غم های دنیا را . . .
چشمهایم را بسته ام ، تا تو را در آغوش بگیرم ، تا همانجا در کنارت ، برایت بمیرم . . .
شاید تنها در خیالم با تو باشم و همیشه عاشق این خیالات باشم . . .

خیالی که لحظه به لحظه با من است ، همیشه و همه جا در کنار من است ، حسرت شده برایم این خیالات عاشقانه، از خیال تو حتی یک لحظه هم خواب به چشمانم نیامده . . .
همیشه فکرم پیش تو است ، تو که میدانی دلم بدجور گرفتار تو است ، پس کجایی که آرامم کنی ؟ خواهشی از قلب بی وفای تو دارم ، هوای قلب تنهای مرا هم داشته باش . . .
بس که به خیال تو چشمهایم را بستم و به رویاها رفتم ، دنیا را فراموش کرده ام ،دنیای من تو شده ای و رویاهایت ، حسرت شده برای یک بار هم ، شنیدن صدای نفسهایت . . .
دلم در این هوای آلوده دلتنگی ، پر از غبار شده ، مدتی گذشته و هنوز این گرد و غبارها پاک نشده ، هر کسی می آید پیش خود میگوید شاید این دل حراج شد ه، اما کسی نمیداند که دلم یک عاشق سر به هوا شده . . .
دلی که عاشق است و عشقش در کنارش نیست ، دلی که لحظه به لحظه به خیال آمدن عشقش دیگر محکوم به انتظار نیست . . .
چشمهایم را بسته ام ، تو نیامدی و من عاشقی ددلشکسته ام . . .

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ساعت 9:18 توسط معصومه | 


I heard that your settled down

شنیدم که یه جایی رو واسه موندن پیدا کردی

That you found a girl and your married now

اینکه با دختری آشنا شدی و حالا دیگه با هم ازدواج کردین

I heard that your dreams came true

شنیدم رویاهات به حقیقت پیوستن

Guess she gave you things I didn’t give to you

حدس میزنم چیزایی رو بهت داده که من هیچوقت بهت ندادم

Old friend, why are you so shy

دوست قدیمی، چرا انقدر خجالت میکشی؟

It ain’t like you to hold back or hide from the lie

اصلا بهت نمیاد بخوای عقب بکشی یا از دروع مخفی شدی

I hate to turn up out of the blue uninvited

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، از غم و اندوهم دست بکشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیرکنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشی که…

That for me, it isn’t over

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تو رو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ آرزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

You’d know how the time flies

باید میدونستی زمان چطور میگذره

Only yesterday was the time of our lives

همین دیروز بود که شروع به زندگی کردیم

We were born and raised in a summery haze

پا به این دنیا گذاشتیم و در یک غبار تابستانی رشد کردیم

Bound by the surprise of our glory days

که با شکوه و حیرت روزهای زندگیمونه آمیخته شده

I hate to turn up out of the blue uninvited

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، از غم و اندوهم دست بکشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیر هم کنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over yet

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nothing compares, no worries or cares

هیچ چیز قابل قیاسی،.نگران کننده ای یا چیزی که بخوای مراقبش باشی دیگه نیست

Regret’s and mistakes they’re memories made

اشتباهات و پشیمونی ها، اینا ساخته های ذهنن

? Who would have known how bittersweet this would taste

کی میتونست بفهمه که چطور میتونه انقدر تلخ و شیرین(ترکیبی از شادی و غم) باشه

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ساعت 7:48 توسط معصومه | 


کنارم هستی و اما، دلم تنگ می شه هر لحظه
خودت می دونی عادت نیست، فقط دوست داشتنه محضه
کنارم هستی و بازم،بهونه هامو میگیرم میگم وای...
چقدر سرده،میام دستات و میگیرم
یه وقت تنها نری جایی،که از تنهایی می میرم 
از اینجا تا دمه در هم بری، دل شوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم، تو فکر بودنه با هم
محاله پیشه من باشی، برم سر گرم کاری شم
می دونم که یه وقتایی، دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم  نیست،بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار، از این دلتنگی یا داری
تو هم از بس منو میخوای، یه جورایی خود آزاری 
کنارم هستی و انگار، همین نزدیکی یاست دریا
مگه موها تو وا کردی، که موجش اومده اینجا
قشنگه رد پای عشق، بیا بی چتر زیر برف
اگه حاله منو داری، می فهمی یعنی چی این حرف
می دونم که یه وقتایی، دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست، بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار، از این دلتنگی یا داری
تو هم از بس منو می خوای، یه جورایی خود آزاری

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390 ساعت 5:11 توسط معصومه | 


نميدونی شبا تا صبح تو خواب بودی و من محو چشات بودم

نميدونی ولی آروم... همش از ناز چشمای تو ميخوندم

هستيمو دنيامو پای تو ميزارم

اين بهترين دلخوشيمِ كه تو رو دارم

قسم خوردم براي عشقِ پاكت

بشم اونی كه ميبينی تو خوابت

فقط می خوام تو باشی تو اين دنيا كنارم

اين بهترين دلخوشيمِ كه تورو دارم

تو ميدونی چه حاليم

از اين كه توی اين دنيا تورو دارم

تا وقتی كه نفس دارم

واست چيزی از اين عشق كم نميزارم

يه لحظه هم سخته بدون تو بودن

اين بهترين دلخوشيمِ كه تورو دارم

قسم خوردم براي عشقِ پاكت

بشم اونی كه ميبينی تو خوابت

فقط مي خوام تو باشی تو اين دنيا كنارم

اين بهترين دلخوشيمِ كه تورو دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 6:34 توسط معصومه | 


وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت

التماس را توی چشمام دید و رفت

با همه خوبیهام بی وفا

رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت

دیگه دل از همه دنیا سرده 

کی میگه گریه دوای درده 

بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره 

بس که گریه کردم چشام آب نداره

هر چی من بگم باز تمومی نداره

از غم و غصه هام 

که حساب نداره

چه کنم ای خدا با دل شکسته 

چه کنم با دلی که ز خون نشسته 

میدونست مهرشو با جونم خریدم 

اما از عشق اون جز ریا ندیدم 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:34 توسط معصومه | 


دنیای به این بزرگی واسه من
وقتی نیستی مثل زندون میمونه
وقتی نیستی گلا ماتم میگیرن
بهارم مثل زمستون می مونه
وقتی نیستی من هوای خوندنم نیست
دیگه اینجا بی تو جای موندنم نیست
وقتی رفتی آینه چین خورد و شکست
باغبون درهای گلخونه رو بست
عروس سپید پوش تا دم مرگ
لباس سیاه به تن کرد و نشست
وقتی نیستی من ....
تو میخواستی دیوارا رو ورداری
جای هر دیوار یه باغچه بزاری
تو میخواستی پرده رو پس بزنی
پشت هر پنچره خورشید بکاری
وقتی نیستی کی به ما نشون بده
عکس خورشید توی آب چه رنگیه
کی میخواد به ما بگه بدون عشق
اینجا پر از آدمای سنگیه
وقتی نیستی من هوای خوندنم نیست
دیگه اینجا بی تو جای موندنم نیست
وقتی نیستی

+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390 ساعت 0:2 توسط معصومه | 


یواش گفتم دوست دارم
واسه اینه که نشنیدی
بلد نیستم که بد باشم 
نگو اینو نفهمیدی
بذار باشم کنار تو 
کنار عطر این احساس
بذار حبس ابد باشم
تو عشقی که برام رویاس
بذار با گریه اینبارم
بگم خیلی دوست دارم
اگه بازم پشیمونی
به روت اصلا نمیارم


دلم میگیره هر روزی

که می بینم تو دلگیری
دارم می میرم از وقتی
سراغم رو نمیگیری
نگام رو از تو دزدیدم
با این چشمای غمبارم
نمی خواستم بدونی که
چقدر چشماتو دوست دارم
ولی با گریه اینبارم
میگم خیلی دوست دارم
اگه بازم پشیمونی 
به روت اصلا نمیارم
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390 ساعت 0:1 توسط معصومه | 


نی، نی، هرگز، هرگز
زهر شود جام می که بی تو من نوش کنم
بشکند دستم اگر کسی در آغوش کنم
نبری گمان که من ترا فراموش کنم
نی، نی، هرگز، هرگز
مهر تو دارم به دل تا دم مردن بتا
يگانه عشقم تويی به عهدت وفا نما
در ره عشقت زمن هرگز نبينی خطا
نی، نی، هرگز، هرگز
عشق تو اندر دلم، باشد هوايت بسر
مي شود هر روز و شب آرزويم بيشتر
کی ميدهم قلب خود جز تو به يار دگر
نی، نی، هرگز، هرگز
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 0:47 توسط معصومه | 


يار از دل من خبر ندارد
يا آه دلم اثر ندارد
يا موسم صبر من خزان شد
يا نخل اميد بر ندارد
يا تير تو بگذرد نهانی
يا سينه دل سپر ندارد

از پيش من برو که دل آزارم
نا پايدار و سست و گنهکارم
در کنج سينه يک دل ديوانه
در کنج دل هزار هوس دارم
من ناکامم، ناکام عشقت
من بد نامم، بد نام عشقت
آه ای خدا چگونه ترا گويم
کز جسم خويش خسته و بيزارم
هر شب بر آستان جلال تو
گويی اميد جسم دگر دارم
دل نيست اين دلی که به من دادی
در خون تپيده، آه رهايش کن
يا خالی از هوا و هوس دارش
يا پای بند مهر و وفايش کن

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 0:45 توسط معصومه | 


دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم
تا خود چه باشد حاصلی از گریه بی حاصلم ؟
چون سایه دور از روی تو افتاده ام در کوی تو
چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم
از بسکه با جان و دلم ای جان و دل آمیختی
چون نکهت از آغوش گل بوی تو خیزد از گلم
لبریز اشکم جام کو ؟ آن آب آتش فام کو ؟
و آن مایه آرام کو ؟
تا چاره سازد مشکلم
در کار عشقم یار دل آگاهم از اسرار دل
غافل نیم از کار دل وز کار دنیا غافلم
در عشق و مستی داده ام بود و نبود خویشتن
ای ساقی مستان بگو دیوانه ام یا غافلم
چون اشک می لرزد از موج گیسویی رهی
با آنکه در طوفان غم دریا دلم دریا دلم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 0:40 توسط معصومه | 


برايم گريه کن امشب ، که تنها امشبم با تو
برايم گريه کن فردا ، بجز يادی نخواهد بود
برويم بوسه زن امشب ، که تنها امشبم با تو
بجز از امشبم اينجا ، شبی ديگر نخواهم بود
نمی خواهم که بر گورم ، لب مهر و وفا سايی
و يا بی من نميخواهم ، که بی يار دگر مانی

امشب به یاد روی تو غوغا کنم ، غوغا کنم
دل را بدست غم دهم ، بس شکوه از دنیا کنم
امشب بیاد عشق تو ، با اشک خود تنها شوم
آنقدر زاری ها کنم ، تا سیل خون بر پا کنم
خندی به عشق پاک من ، گویی که من دیوانه ام
گویی من دیوانه خود در ساغر و مینا کنم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 0:20 توسط معصومه | 


ميروی از من و لبريز فغانم، چه کنم
ميشوی دور و ازين غم نگرانم، چه کنم
خواهی آتش به غرورم زن و خواهی بنواز
دوستت دارم و ترکت نتوانم، چه کنم
تو طلبگار جوانهای پر آوازه شدی
من که يک آدم بی نام و نشانم، چه کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 0:17 توسط معصومه | 


چشم به راهت دل به يادت ، گريه کردم
سر شب تا سحر گريه کردم گريه کردم
به محمل ميرسيدم کاروان ميگذشت و ميرفت
تو جان مني جانم به فدايت روحم گذشت و ميرفت
به پيش شب روان فرياد کردم از جفايت
از من تو مپرس سيل سير شب ريخته پيش پايت
چشم به راهت دل به يادت گريه کردم
سر شب تا سحر گريه کردم ، گريه کردم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 0:11 توسط معصومه | 


چشم سيه داری، قربانت شوم من
خانه کجا داری، مهمانت شوم من
زلف سيه داری، قربانت شوم من
خانه کجا داری، مهمانت شوم من
سرت عاشق شدم رويته قربان
گرفتار تو ام مويته قربان
هزاران راز دل نا گفته گفتی
دو چشمان سخن گويته قربان
اگر يار مرا ديدی به خلوت
بگو ای بيوفا ای بی مروت
گربيان را ز دستت چاک کردم
نخواهم دوخت تا روز قيامت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 0:6 توسط معصومه | 


من عاشقه نگاه مهربون و زیبای توام
دیوونه چشمای روشن و فریبای توام

وقتی توی چشام نگاه می کنی و دروغ میگی
حس می کنم من عاشقه همین دروغای توام

لیلی تو قصه منم مجنون دیوونه تویی شیرین رویاها منم فرهاد بی خونه تویی
اونیکه میمونه تویی راهی ویرونه منم
اونیکه می خنده تویی اونکه دلش خونه منم

نذار بدون تو دلم از همه چی خسته بشه
نذار بدون تو چشای باز من بسته بشه

نذار صدای قلبی که داره واسه تو می زنه
با رفتنه تو کم بشه آروم و آهسته بشه

تو می تونی با موندنت یخ دلم و آب کنی
می تونی اشک و تو چشام واسه همیشه خواب کنی

تو می تونی بزاری من دوباره زندگی کنم
یا این که با نبودنت زندگی مو خراب کنی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ساعت 20:35 توسط معصومه | 


آهاي خوشگل عاشق آهاي عمر دقايق
آهاي وصله به موهاي تو سنجاق شقايق
آهاي اي گل شب‌بو آهاي گل هياهو
آهاي طعنه زده چشم تو به چشماي آهو
دلم لاله عاشق آهاي بنفشه تر
نكن غنچه نشكفته قلبم رو تو پرپر
من كه دل به تو دادم چرا بردي ز يادم
بگو با من عاشق چرا برات زيادم
آهاي صداي گيتار آهاي قلب رو ديوار
اگه دست توي دستام نذاري خدانگهدار
خدانگهدار...
دلت ياس پراحساسه آي عشق نازم
تا اون روزي كه نبضم بزنه ترانه‌سازم
برات ترانه‌سازم تو آهنگي و سازم
بيا برات ميخوام از اين صدا قفس بسازم
آهاي خوشگل عاشق آهاي عمر دقايق
آهاي وصله به موهاي تو سنجاق شقايق
آهاي اي گل شب‌بو آهاي گل هياهو
آهاي طعنه زده چشم تو به چشماي آهو
دلم لاله عاشق آهاي بنفشه تر
نكن غنچه نشكفته قلبم رو تو پرپر
من كه دل به تو دادم چرا بردي ز يادم
بگو با من عاشق چرا برات زيادم
آهاي صداي گيتار آهاي قلب رو ديوار
اگه دست توي دستام نذاري خدانگهدار
خدانگهدار...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ساعت 20:21 توسط معصومه | 


خداحافظ نگو .........

چرا حالت پریشونه

چرا مایوس و دلسردی

خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی

تو یادت رفته اون روزا یکی تنها کست می شد

خداحافظ که میگفتی خدا دلواپست میشد

خداحافظ نگو هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی تو هر جا باشی همراتم تو اون گرمای خورشیدی که میری روبه خاموشی نمیدونی چقدر سخته شب سرد فراموشی شبی که کوله بارت رو میونه گریه می بستی یه احساسی به من میگفت هنوزم عاشقم هستی خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم خداحافظ نگو وقتی تو هر جا باشی همراتم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ساعت 20:12 توسط معصومه | 


والنتاین بر تمام عاشقان تبریک ............

www.fun.downloadaneh.com | گالری عکسهای ولنتاین مخصوص عشاق

 

این رسم روزگاره...

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي **از آنکه خوب نگاهش کني. **از آنكه او را در آغوش بگيري . ** از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، **از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، و تو خيال ميكردي تا آخر دنيا مي توني هر روز طلوع آفتاب را با او تماشا كني .

رسم روزگاره:

کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، بدون اينكه حتي ردي و نشوني از خودش در دنياي تو به جا بزاره .چه آرزوهايي با او نداشتي ، چه آينده ي زيبايي را با او مي ديدي، فرصت نشد كه فقط يك بار سرت را بر روي شانه هايش بزاري و گريه کنی.

رسم روزگاره:

وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز خوشبختي را در كنار او حس نكردي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي ، دركمال ناباوري مي بيني كه او را در کنارت نيست . چه فكر پوچي بود كه دست در دست او خنده کنان تا اوج آسمان خواهي رفت و او صورتت را پر از بوسه ميکند.

رسم روزگاره:

با خود گفتي اگر اين بار ببينمش دست او را مي گيرم ، خيلي محكم مي گيرم و نمي گذارم كه برود . او بايد براي هميشه ** بماند . دستي را گرفتي اما اين دست كيست كه خيلي سرده ؟ تو دست در دست تنهايي دادي . اون دست رهات نمي كنه !

رسم روزگاره:

او که ميرود ، براي هميشه هم مي رود .و آنقدر تنها مي شوي که حتي نام روزها را فراموش ميکني و گذشت زمان را احساس نمي كني ، از صداي تيك تيك ساعت بيزار مي شوي و با آنكه تنگ دل تو شكست اما ماهيش آزاد نشد.

راستی تو كه او را خيلي دوست داري: اگه هنوز باد شمعهایت را خاموش نکرده، اگه هنوز شمع بالهايت را نسوزانده ، اگه هنوز می توانی به او هديه اي ، شاخه گلي بدهي و پس قدر لحظه لحظه ي اين روزها را بدان . او را در آغوش بگير و تا فرصت داري به او بگو :

دوستت دارم.....

www.fun.downloadaneh.com | گالری عکسهای ولنتاین مخصوص عشاق

 

شکلکهای جالب آروین

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ساعت 6:54 توسط معصومه | 


گله ای نیست ...........

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فا صله ای نیست

گفتم کمی صبر کن گوش به من کن

گفتی که نه، باید بروم حو صله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثری از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جزء عشق تو در خا طر من مشغله ای نیست

رفتی خدا پشت پنا هت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسله ای نیست

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 7:17 توسط معصومه | 


یکی را دوست می دارم ..........

یکی را دوست میدارم

ولی افسوس او هرگز نمی داند

نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که

اورا دوست میدارم

ولی افسوس!

اوهرگز نگاهم را نمیخواند

به برگ گل نوشتم من که

اورا دوست میدارم

ولی افسوس!

اوبرگ گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند

به مهتاب گفتم ای مهتاب!

سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو که

اورا دوست میدارم

ولی افسوس یک ابر سیه ز ره آمد روی ماه تابان را بپوشانید

صبارا دیدم وگفتم صبا دستم به دامانت

بگو از من به دلدارم که

اورا دوست میدارم

ولی افسوس ز ابر تیره برقی جست وقاصد را میان ره بسوزانید

یکی را دوست میدارم

ولی افسوس

اوهرگز نمی داند 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 7:16 توسط معصومه | 


کم طاقتی

 كم طاقتي


عادت آنروزهايت بود


اين روزها


براي گرفتن خبري از من


عجب صبور شده اي...!!

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ساعت 8:8 توسط معصومه | 


دلم گرفته ............

دلم گرفته از این فاصله ها که به عمق دریا میشوند؛ تمام روزهایی که بی تو فردا میشوند

-----------------------

دلم گرفته از تمام هست و نیست؛ بی تو شوق زندگی از برای چیست؟

-----------------------

دلم گرفته به وسعت دستهایت؛ از گریز از پای بستهایت

-----------------------

دلم گرفته از تکرار که قصه را تنها نوشت؛ در فصل خواب، رویا را در هم شکست

-----------------------

دلم گرفته، درختها نیز چو من غمگینند؛ در این روزهای سرد، بی برگ باز هم سنگینند

-----------------------

دلم گرفته از تمام زندگی؛ از این تظاهر به عشق؛ تظاهر به بندگی

-----------------------

دلم گرفته از عشقی که در هم شکست؛ از کوله بار غم که بر شانه هایم نشست

-----------------------

دلم گرفته دلی که در نبودت باز بتو پیوسته است؛ نامت بر تاروپود قلبم تا عمق نشسته است

-----------------------

دلم گرفته از هرآنکس که عشق را به سخره گرفت؛ حرمت اشک را در چشمان عاشق با طعنه سرشت

-----------------------

دلم گرفته از خودم که خدا را از یاد برده ام؛ دست نیاز به سوی غیر برده ام

-----------------------

دلم گرفته اما خدا باز هم بخشنده است؛ در فراموشی هم یادش زنده است

-----------------------

دلم گرفته اما هنوز پر از ایمانم؛ بر این عهد پای بسته تا جانم.

دوستت دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ساعت 6:54 توسط معصومه | 


رفتی و حتی نگفتی خدانگهدار


از همون لحظه اول که تو قلبم پا گذاشتی


قلبمو ازم گرفتی و یه جایی جا گذاشتی


منو کشتی ٬منوکشتی٬ منو قلبمو سوزوندی


رفتی و رو همه حرفات خیلی راحت پا گذاشتی


خودت اما خوب میدونی منو با راز نگاهت


توی این شهر غریب رفتی و تنها گذاشتی


رفتی و ازم گرفتی همه ی دارو ندارم


به جز اندوه و غم و غم دیگه چیزی جا نذاشتی


رفتی و حتی نگفتی یه کلام خدا نگهدار


حتی یه بوس کوچولو روی گونه هام نذاشتي

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ساعت 8:44 توسط معصومه | 


ای آسمان .........

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390 ساعت 7:50 توسط معصومه | 


باید برم برای تو فقط یک حرف ساده بود

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم

باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود

کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

شاید گناه تو نبود,شاید که تقصیر منه

شاید که این عاقبت این جوری عاشق شدنه

سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره

میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره

همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه

یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه

دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون

اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون

بمون برای کوچه های که بی تو لبریزه غمه

ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه

بمون واسه خونه ای که محتاج عطر تن توست

بمون واسه پنجر های که عاشق دیدن توست

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390 ساعت 7:29 توسط معصومه | 


دل من .......

دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن

زندگیو باختی دل من مردمو شناختی دل من

تا به کی سراپا حقیقتی تا به کی خراب محبتی

همنشین اینو اون میشی خستهو پریشون میشی

دشت بخت تو کویر میشه مرغ آرزوت اسیر میشه

روبروت سراب پشت سر خراب

ساکتو صبوری دل من مث بوف کوری دل من

زندگیو باختی دل من مردمو شناختی دل من

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390 ساعت 7:13 توسط معصومه |